شناسایی برخی کنش ها در جایگاه مناسک در یک بافت، از مهم ترین مسائل در دین پژوهی به مثابه حوزه ای میان رشته ای است؛ از این رو هدف نوشتار حاضر، بررسی چگونگی تمایز مناسک از کنش عادی با استفاده از رویکردی بدیع و برگرفته از چند رشته است. رویکرد موردنظر تلفیقی از مفاهیم مناسک، بدن مندی، فضامندی، حافظه و نیّت مندی است که آنها را ذیل روند مناسکی شدن به مثابه امری برای تمایز مناسک از غیرمناسک قرار می دهیم. در جستار حاضر با تحلیل مفاهیم و نظریه ها به صورت مرحله ای، فاتحیتِ برخی کنش ها در شناساندنِ خود در جایگاه مناسک را بررسی می کنیم. بررسی ها نشان می دهد از خلال مناسکی شدن تلفیقی، فضایی مناسکی تولید شده است که در آن برخی کنش ها توسط بدنِ مناسک گزاران معنادار می شود و از عملی عادی به کنشی مناسکی تبدیل می شوند. در پایان نیز نتیجه می گیریم یکی از اصلی ترین مؤلفه های تمایز مناسک از غیرمناسک و شکل گیری مناسک فاتح، تربیت بدنی مناسک گزاران از طریق موقعیت های مقطعی مناسکی برای حجیت بخشی به مناسک ابداعی است.